مهدکودک پاپیون
امنیت عاطفی کودکان

تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است که نشان می دهد کودکی که امنیت دارد، تقریباً از هر نظر بهتر از کودکی رشد می کند که احساس امنیت ندارد. محققین این کودکان را «دارای امنیت عاطفی» نامیده اند. متاسفانه تعداد زیادی از کودکان در سال های طفولیت فاقد امنیت عاطفی هستند. حتی در خانواده های باثبات، خوشبخت و طبقه متوسط، یک سوم تمام کودکان فاقد امنیت می باشند.

کودک دارای امنیت عاطفی به شما نمی چسبد، ولی از طرف دیگر در برابر تماس، اگر شما شروع کننده آن باشید، مقاومت نمی کند. کودک دارای احساس امنیت، اگر پس از مدتی غیبت دوباره نزد او بیایید، با روی باز شما را می پذیرد و اگر ناراحت باشد، حضور و تماس با شما او را آرام می کند. چنین کودکی همیشه شما را به یک غریبه ترجیح می دهد. از طرف دیگر، کودک فاقد امنیت عاطفی معمولاً از تماس با مادر خود، بخصوص اگر پس از مدتی غیبت او را دیده باشد، اجتناب می کند. کودکی که از این هم احساس امنیت کمتری داشته باشد، هنگام جدایی از مادر بسیار آشفته می شود و برای مادر غیر ممکن است وقتی باز می گردد، کودک را آرام کند. چنین کودکی حتی ممکن است هنگام بازگشت مادرش عصبانی هم بشود و در مقابل تلاش برای آرام کردن، چه از سوی مادر و چه از سوی یک فرد بیگانه، مقاومت می کند. یک کودک شدیداً ناایمن ممکن است وحشت زده و آشفته باشد و دوست ندارد به کسی نزدیک باشد، هرگز تماس چشمی برقرار نمی کند و هرگز ابراز احساس نمی کند.

 

حتماً بخوانید: آزمایش هوش کودکان

 

آثار مثبت امنیت عاطفی را به سادگی می توان در کودکان دو ساله مشاهده کرد. به عنوان نمونه کودکان ایمن در این سن وسعت توجه بیشتری در بازی دارند، در تلاش برای یافتن راه حل کارهایی که ابزار در آنها دخالت دارد اعتماد به نفس بیشتری دارند، و غالبًا به راحتی از مادر خود به عنوان منبع کمک و حلّال مشکلات استفاده می کنند. در سن هجده تا سی ماهگی، کودکان ایمن حالت رشد یافته تر و پیچیده تری در بازی کردن دارند که نشان می دهد اجتماعی تر، از نظر عقلی جلوتر و از نظر درک جهان بهتر از دوستان ناایمن خود هستند. کودکان ایمن در سن پیش دبستانی، تعامل سریعتر و روانتری با یک بزرگسال بیگانه مثل معلم برقرار می کنند. کودکان ناایمن اختلالات رفتاری خیلی بیشتری مثل کج خلقی و رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهند. این گونه کودکان به دیگران می چسبند و طالب توجه اند، در مدرسه رفتار خوبی ندارند، و با شیطنت توجه دیگران را جلب می کنند.

کودکان ایمن همدلی بیشتری با سایر بچه ها و بزرگترها نشان می دهند. آنها از ناراحتی سایر مردم لذت نمی برند؛ در حالی که کودکان ناایمن به ناراحتی دیگران می خندند. در حدود سن چهار و پنج سالگی، کودکان دارای امنیت عاطفی از نظر رویکرد انعطاف پذیر به زندگی و کاردانی، برتر از کودکان ناایمن هستند و عزت نفس آنها در همان سن نیز بسیار بیشتر است. در سن پنج و شش سالگی نیز کودکان ایمن رفتار دوستانه تری دارند و نزد همسالان خود از محبوبیت بیشتری برخوردارند.

 

چرا و چگونه برای کودک امنیت عاطفی ایجاد کنیم

از هر نظر به نفع شماست که در کودک احساس امنیت و دلبستگی مطمئن نسبت به خود کنید. الگوهای رفتاری معینی برای والدین وجود دارد که سبب ایجاد امنیت عاطفی می شوند، و شما باید از این الگوها تبعیت کنید. والدینی کودکان دارای امنیت عاطفی دارند که رفتار خود را با رفتار کودک منطبق می کنند، یا به عبارت دیگر از آهنگ رفتار و اعمال کودک تبعیت می کنند. همچنین به نظر می رسد والدین این گونه اطفال از نظر عاطفی با کودکان خود دوستانه تر رفتار می کنند. آنها بیشتر لبخند می زنند، بیشتر از آهنگ گفتار خود استفاده می کنند، و صدای خود را به شکلی گویاتر به کار می برند. آنها بیشتر کودکان خود را لمس می کنند و در آغوش می گیرند.

برعکس، مادران اطفال ناایمن، «از نظر روانشناختی غیر قابل دسترس» خوانده می شوند. این مادران ممکن است افسرده باشند و از تماس با اطفال خود در ماههای اول زندگی بیزارند تمایلی به توجه کردن به اطفال خود ندارند و حتی شاید آنها را نپذیرند و از آنها دوری کنند.

 

حتماً بخوانید: اختلال بیش فعالی در کودکان

 

فشار روانی کودک

بسیاری از اوقات، سرعت زندگی امروزه باعث شتاب‌زده شدن کودکان می شود زیرا آنها را مجبور می کند زودتر از آنکه به راحتی توانایی آن را داشته باشند، با جدایی ها و موقعیت های پریشان کننده دست به گریبان شوند. کودکان خردسال این نوع شتاب زدگی را به منزله طرد خود و دلیلی بر اینکه والدینشان واقعاً اهمیتی به آنها نمی دهند، تلقی می کنند. واقعاً نیز اینکه به نحوی شتاب زده هر روز مراقب کودک را تغییر دهیم، انتظار بیش از حد از او داشته باشیم، او را به موفقیت های تحصیلی مجبور کنیم، با تصمیماتی بگیریم که خارج از توان اوست، نوعی طرد کردن است. این کار، طرد تصوری است که کودک از خود دارد و طرد آن چیزهایی است که قادر است با آنها سازگاری باید و انجام دهد. شتاب زدگی هم بر سلامت عاطفی کودک و هم بر سلامت جسمانی او اثر می گذارد. شتاب زدگی مانع بزرگی بر سر راه رشد و تکامل فردی و تا حدی رشد جسمانی کودک نیز می باشد.

کودک چهارساله ای را در نظر بگیرید که پدر و مادرش کار می کنند. او را در یک مهد کودک خصوصی ثبت نام کرده اند و چون والدين او صبح زود از خانه خارج می شوند، هر روز صبح او را نزد همسایه می گذارند. همسایه، کودک را آماده می کند تا کسی که امروز قرار است او را به مهد ببرد بیاید و قبل از ساعت ۹ او را ببرد. در پایان روز تمام این مراحل به صورت معکوس انجام می شود. وقتی کودک به منزل می رسد، حدود دوازده ساعت خارج از خانه بوده و مجبور بوده است با افراد و اماکن مختلفی سازگاری یابد. برای یک کودک چهارساله، این فشاری شدید است و کودک برای انجام آن باید از تمام ذخیره انرژی خود استفاده کند. پس تعجبی ندارد که در مهد کودک کمی غرغرو و بهانه گیر است و به نظر نمی رسد چندان علاقه ای به بازی با سایر بچه ها داشته باشد. گاهی اوقات یک جا می نشیند و به فضای خالی خیره می شود. واضح است که توان او به نهایت خود رسیده و از بار ناشی از تغییرات زیاد رنج می برد.

 

حتماً بخوانید: اضطراب کودکان

 

همه ما فکر می کنیم که فقط ما بزرگسالان هر روز باید با فشارهای روانی فراوانی دست پنجه نرم کنیم، ولی در زندگی کودکان نیز فشار روانی وجود دارد و آن را می توان اندازه گرفت. اگر فشار روانی کودک شما بالا باشد، به احتمال بسیار قوی با یک ناراحتی جسمانی یا عاطفی شدید دست به گریبان است و نیاز به مشاوره تخصصی دارد.

به یاد داشته باشید که بازی کردن کودکان شیوه ای است که طبیعت برای مقابله با فشار روانی به آنان آموخته است. به عنوان پدر یا مادر شما می توانید با تهیه اسباب بازی ها و بازیچه هایی که بیشترین میدان را برای قوه تخیل کودک فراهم می آورند، به او کمک کنید.

همچنین به یاد داشته باشید که کودک شما همواره در حال یادگیری از شماست، به ویژه اعمال و برخوردهای شما. بنابراین اگر توجه خود را روی زمان حال متمرکز کنید و با آن چیزی که در حال حاضر باعث نگرانی کودک شما شده است، برخورد کنید، احتمالاً کودک شما هم همین کار را خواهد کرد. اگر شاغل هستید، از وقتی که با کودک خود صرف می کنید، لذت ببرید و سعی کنید آن را با فکر کردن یا صحبت درباره ساعاتی که در منزل نیستید، خراب نکنید و در مورد جدایی بعدی نیز صحبت نکنید. با نگرانی در مورد گذشته و آینده، زمان حال را از دست می دهید و کودکان شما حتی وقتی هم که واقعاً با آنها هستید، شما را در کنار خود احساس نمی کنند.

 

تأثیر جدایی و طلاق والدین بر کودک

کودکان نیز ممکن است دچار فشار عاطفی شوند، مثلا به دلیل جدا شدن از افرادی که آنها را دوست دارند یا به آنها اعتماد دارند. البته کودکان باید با تلخی جدایی آشنا شوند و این امر جزئی از رشد سالم و طبیعی است، ولی جدایی مکرر فشار روانی بیش از حدی به کودک وارد می سازد.

جدایی و طلاق والدین کودکان را «هول زده» می کند زیرا آنها را مجبور می سازد با جدایی هایی مواجه شوند که نمی بایستی تا سنین بالاتر، یعنی نوجوانی یا جوانی، با آن روبرو شوند، و بدین ترتیب باعث خروج زودرس آنها از عالم کودکی می شود. جدایی های دیگری که می توانند همین اثر را داشته باشند عبارت اند از نقل مکان به خانه ای جدید، دوستان جدید، و مدرسه جدید. طلاق فشار روانی شدیدی بر کودک می آورد زیرا ممکن است از نظر انتخاب بین شما و همسرتان، که هر دو نیز سعی می کنید او را از دیگری بگیرید، دچار مشکل شود. امروزه از آنجایی که طلاق خیلی شایع است، گاهی حتی احساس احتمال آن نیز سبب فشار روانی بر کودکان می شود.

 

حتماً بخوانید: کودکان استثنایی؛ کودکان پرهوش

 

در طلاق تقریباً همیشه پسری که از پدر خود جدا می شود و دختری که از مادر خود جدا می شود، بیشتر رنج می برد تا کودکانی که پس از طلاق با پدر یا مادر همجنس خود زندگی می کنند. اگر پدر خانه را ترک کند، دختر هنوز مادر را دارد که با او همسان سازی کند، ولی پسری که پدر ندارد، ممکن است هرگز روند همسان سازی را به درستی طی نکند، و سرانجام تصور بسیار مغشوشی از نقش خود داشته و فاقد اعتماد به نفس و اطمینان به نفس باشد.

همه کودکان پس از جدایی والدین در کوتاه مدت احساس درماندگی می کنند. در دو سال اول پس از طلاق، کودکان نوعاً منفی تر، لجبازتر، افسرده تر، عصبانی، و پرخاشگر می شوند. وضعیت تحصیلی آنها افت می کند و ممکن است بیشتر بیمار شوند. این وقفه ممکن است مدتی طول بکشد. در یک بررسی دیده شده است که پنج سال پس از طلاق، حدود یک سوم کودکان هنوز اختلالات چشمگیری مثل افسردگی را نشان می دهند.

 

چگونه می توان اثرات منفی طلاق والدین بر کودک را کاهش داد؟

به نظر می رسد آثار جدایی در پسرها، بخصوص در کوتاه مدت، بیشتر باشد. پسرها همیشه درماندگی، رفتار منفی و انحرافی، و مشکلات درسی بیشتری نسبت به دختران خانواده های مشابه دارند. با این حال تمام مطلب به این بدی نیست. بر اساس تحقیقات به عمل آمده به نظر می رسد در بعضی شرایط، تأثیر جدایی روی کودکان کمتر یا زودگذرتر است. اگر والدین قبل از طلاق کمتر مشاجره آشکار داشته باشند و پس از آن هم مراعات ادب را نسبت به یکدیگر بنمایند، ناراحتی کودکان در بلندمدت کمتر خواهد بود. توافق والدين در مورد تربیت و انضباط بچه ها پس از طلاق و امکان اینکه کودک پدر یا مادری را که با او زندگی نمی کند، به طور منظم ببیند و در نتیجه رابطه ای مثبت را با او حفظ کند، به این امر کمک می کند. به نظر می رسد حفظ یک سبک زندگی پایدار از جنبه های مختلف، به سازگاری کودک با طلاق کمک می کند. این پایداری شامل حمایت و امنیت مالی و عاطفی برای پدر یا مادری که از کودک نگهداری می کند (معمولاً مادر) می باشد. همچنین ماندن در همان خانه و همان مدرسه، تا کودک مجبور نباشد همزمان با چند تغییر سازگار شود، بهتر است.



مهدکودک پاپیون
مهد کودک و پیش دبستانی تخصصی دو زبانه
شماره تماس:
88368400
88079672
88361126
آدرس:
شهرک غرب - خیابان ایران زمین
خیابان گلستان جنوبی - پلاک 20
شبکه های اجتماعی:
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به مهد کودک پاپیون میباشد.
[ طراحی وب سایت و سئو | امپریال برند]